تبلیغات

روانشناسی مکانیزم های دفاعی انسان

9 Top Defense Mechanisms

در شرایط بحرانی چگونه از خودتان دفاع میکنید؟ در علم روانشناسی، مکانیسم دفاعی چیست؟

به گزارش آلامتو و به نقل از بازده؛ وقتی به مکانیسم های دفاعی فکر می‌کنید، احتمالا ذهنتان به آنچه از فروید آموخته‌اید معطوف می‌شود، و شاید بتوانید بسیاری از آن‌ ساز و کارها ( مکانیسم دفاعی ) را بدون تامل و بی‌درنگ فهرست کنید. اصطلاحاتی مثل “واپس رانی“، “انکار، ” و حتی “واکنش وارونه” اکنون بخشی از زبان عامه هستند. دیدگاه روانشناختی مرسوم این است که این مکانیسم‌های دفاعی از خودِ رشدیافته‌ی شما به وجود می‌آیند که سعی دارد از شما در برابر هویت و شخصیت کودکانه‌تان محافظت کند. طبق مقاله‌ی جدیدی نوشته‌ی دنیل زیگلر از دانشگاه ویلانوا(۲۰۱۶)، شما می‌توانید این مکانیسم‌های دفاعی مرسوم را حتی پس از آن که ریشه‌های روانکاوانه‌ی آنها را با استفاده از رفتار درمانی شناختی معقول(RECBT) از میان برداشتید درک کنید.

فرض اساسی RECBT، که توسط روانشناس برجسته آلبرت الیس شکل گرفت، این است که حالت‌های عاطفی مثبت وقتی به وجود می‌آیند که ما به طرقی تجاربمان را تفسیر ‌کنیم که به ما اجازه بدهد احساس خوبی نسبت به خودمان پیدا کنیم. ما سعی نداریم از خودمان در برابر تمایلات نفسانی محافظت کنیم، بلکه برای حفاظت در برابر اعتماد به نفس پایین و احساس ناامیدی درون خود تلاش می‌کنیم. احساسات منفی که تجربه می‌کنیم، مثل اضطراب و افسردگی، از باورهای به اصطلاح غیرمنطقی نشات می‌گیرند مبنی بر اینکه باید کامل، بی‌عیب و نقص، و بالاتر از همه، محبوب باشیم. ‌

به عنوان مثال، ممکن است به درستی متوجه شوید کسی از شما خوشش نمی‌آید. آن‌طور که این نظریه می‌گوید، وقتی به این باور غلط چسبیده باشید که همه باید شما را دوست داشته باشند، این موضوع باعث می‌شود احساس ناراحتی کنید. شما اینگونه استدلال می‌کنید که “شخص X من را دوست ندارد؛ من باید دوست داشته شوم؛ و بنابراین من به دردنخور و تیره بخت هستم.” اصل مطلب RECBT این است که اگر ما قادر باشیم از تجاربمان تفاسیر معقولانه‌تری انجام بدهیم، آنوقت بدون آنکه ضرورت داشته باشد، خودمان را به خاطر شکست‌ها یا ضرر و زیان‌های فرضی تنبیه نمی‌کنیم.

زیگلر معتقد است مکانیسم‌های دفاعی “درک حقیقت را نیز مخدوش، انکار، یا تحریف می‌کنند”(صفحه‌ی ۱۳۸). بر خلاف روانکاوی، RECBT معتقد است که مکانیسم‌های دفاعی در ناخودآگاه دفن نمی‌شوند. به علاوه، نظریه‌ی فرویدی بر این باور استوار است که حتی تحت بهترین شرایط هم ما به مکانیسم‌های دفاعی‌مان احتیاج داریم، بخصوص به مکانیسم‌های “خوب” یا به لحاظ رواشناختی سالم. در مقابل، RECBT چنین مطرح می‌کند که مکانیسم‌های دفاعی‌ بر سر راه خوشبختی‌ قرار می‌گیرند، و در صورتی که بخواهید به کامل‌ترین شکل ممکن زندگی کنید باید آنها را کنار بگذارید. خبر خوب این است: اگر مدت زیادی از دفن آن‌ مکانیسم‌ها در ناخودآگاه‌تان نگذشته باشد، آنوقت باید بتوانید آنها را ابراز کنید و سپس از آن‌ مکانیسم‌های دفاعی که شما را در دام احساسات منفی، عدم امنیت، و تردید به خود می‌اندازند، خلاص شوید.

در ادامه نحوه‌ی عملکرد RECBT در هریک از این مکانیسم‌های دفاعی ذکر می‌شود:

۱. واپس‌رانی (Repression)

این مکانیسم دفاعی اساس نظریه‌ی فروید است: آنچه را که فراموش می‌کنید نمی‌تواند به شما آسیب بزند. در RECBT، واپس‌رانی شامل تکانه‌های زشت‌ نمی‌شود، بلکه باورهای غیرمنطقی(مثلا “همه باید من را دوست داشته باشند”) را در بر می‌گیرد که در سطحی پایین‌تر از هوشیاری خودآگاه عمل می‌کنند. RECBT آن به اصطلاح “افکار خودکار” را هدف قرار می‌دهد که باعث می‌شوند شما احساس تیره‌بختی کنید چون آنها از باورهای غلطی نشات می‌گیرند مبنی بر اینکه شما قادر به بیان خود نیستید. وقتی این باورهای غیرمنطقی به خودآگاه شما راه پیدا کنند، شما(یا درمانگرتان) می‌توانید افکارتان را به چالش بکشید و تغییر دهید.

۲. فرافکنی (Projection)

در فرافکنی، شما آنچه را که فکر می‌کنید حرکات غیرقابل قبول هستند برمی‌گیرید و عینا آنها را به دیگران “فرافکنی” می‌کنید(نسبت می‌دهید). در نظریه‌ی فروید، این‌ها خواسته‌هایی نامشروع، و در RECBT ایده‌هایی درباره‌ی خودمان هستند که نمی‌توانیم بپذیریم‌شان. دلیل غیرقابل قبول بودن آنها آن است که به طرزی منفی بازتاب دهنده‌ی آن چه هستند که احساس می‌کنید “باید” باشید. شاید شما از این باور که “تمایلات جنسی” بد است، به خاطر تربیت بیش از حد خشن و افراطی، به ستوه آمده باشید.

اگر افکار شهوانی داشته باشید، یعنی آدم “بسیار بدی” هستید. به عنوان مثال: “من نباید هیچ وقت نسبت به زنی غیر از همسر خودم افکار یا احساسات شهوانی داشته باشم(باور غیرمنطقی) و، اگر داشته باشم، خیلی بد، وحشتناک، مهیب، و فاجعه‌آمیز است! ” (صفحه‌ی ۱۴۰) بنابراین شما خودتان را از اضطراب پذیرش این که گاهگاهی افکار شهوانی داشته باشید، با انتقال(نسبت دادن) آن به دیگران حفظ می‌کنید. این دیگرانند- نه شما- که ناپاک هستند. در RECBT، شما می‌توانید بر نتایج این فرافکنی با عوض کردن باورهای غیرمنطقی‌تان(تمایلات جنسی بد است) با یک باور منطقی(داشتن احساسات جنسی بد نیست) غلبه کنید.

۳. جابه‌جایی (Displacement)

انتقال احساسات غیرقابل قبول‌تان به سوی کسی که انتظار می‌رود دوستش داشته باشید(یا احتمالا از او ترس داشته باشید) و به یک هدف امن‌تر مشخصه‌ی جابه‌جایی است. مثال مرسوم این است که از سوی رییس‌تان با شما بد رفتاری می‌شود، بنابراین شما به خانه می‌روید و خشم تان را با فریاد کشیدن بر سر یکی از اعضای خانواده ابراز می‌کنید. تحلیل RECBT از چنین وضعیتی این است که شما از جابه‌جایی استفاده می‌کنید چون احساس می‌کنید رفتاری که با شما صورت گرفته ناعادلانه بوده است. ناعادلانه بودن رفتار درستی نیست. در واقع، این بدترین چیزی است که می‌تواند برای شما اتفاق بیفتد. چون این بدترین چیزی است که می‌تواند اتفاق بیفتد و چون ناعادلانه است(یا حتی اگر نیست)، آنگاه، قطعا، جابه‌جایی اتفاق می‌افتد.

این واکنش فقط اوضاع را بدتر می‌کند و هیچ کمکی به تغییر وضعیت موجود نمی‌کند. REBCT می‌گوید که شما می‌توانید با به چالش کشیدن این باور که همیشه باید با شما رفتاری عادلانه صورت بگیرد بر نیاز به جابه‌جایی غلبه کنید. همچنین می‌توانید با تعریف کردن آن نه به عنوان خشم، که به عنوان ناکامی یا یاس واکنش‌تان را تغییر دهید. اگر بتوانید این کار را بکنید، آنوقت بر سر کسانی که هیچ ارتباطی به وضعیت پیش آمده برای شما ندارند خشم خود را خالی نخواهید کرد.

مقاله مرتبط: ترفندهای روانشناسی ۴. دلیل‌تراشی (Rationalization)

در مکانیسم دفاعی دلیل‌تراشی، برای توجیه تجربه‌ای که بازتابی منفی بر شما دارد بهانه می‌آورید. هرچند می‌دانید که بهانه می‌آورید، اما درکی از انجام این کار ندارید. طبق RECBT، شما می‌توانید با بی‌نیازی از بهانه جویی، یا توانایی “کنار آمدن با واقعیت”، بر نیاز به این مکانیسم دفاعی غلبه کنید. ممکن است در چیزی شکست خورده باشید، کار مهمی را از یاد برده باشید، یا دیرتان شده باشد، اما به جای بهانه جویی‌های بی‌پایان برای تبرئه کردن خودتان، این واقعیت را بپذیرید که هرازگاهی، حتی آدم‌های خوب هم کاری را بد انجام می‌دهند.

۵. واکنش وارونه (Reaction Formation)

ایده‌ی اصلی نهفته در این مکانیسم دفاعی نسبتا غیرمستقیم آن است که شما تکانه‌ی غیرقابل قبول را برعکس آن چه بوده است ابراز می‌کنید مثلا: فرد دارای تمایلات جنسی شدید اخلاق‌گرا می‌شود. البته، بهترین مثال برای این مورد شخصیت “چرچ لیدی” دانا کاروی در نمایش طنز “پخش زنده‌ی شنبه شب” است. در RECBT، این تکانه‌های جنسی منفی نیستند که شما را به واکنش وارونه وا می‌دارند. بلکه این باور غیرمنطقی که حتی احساسات عادی‌ خشم یا نگرانی‌تان کاملا غیرقابل قبول هستند شما را به چنین واکنشی وادار می‌کند. واکنش وارونه به راهی برای حفاظت از عزت نفس و اعتماد به نفس‌تان تبدیل می‌شود، اما نه راهی پرثمر.

به عنوان مثال احتمالا نتوانید وقتی از کاری که کودک‌تان انجام می‌دهد برآشفته می‌شوید، خشم‌تان را بر سر او خالی کنید- که این امر شما را به مادری بسیار بد تبدیل می‌کند. در عوض، نسبت به یک خطا بیش از حد بخشنده و بامحبت می‌شوید. زیگلر ادامه می‌دهد، وقتی واکنش وارونه را پشت سر گذاشتید، می‌توانید یک رابطه‌ی سازگارانه با کودک خود و دیگر عزیزان‌تان که گاهگاهی شما را آزرده یا خشمگین می‌کنند داشته باشید.

۶. انکار (Denial)

انکار به طور مرسوم یعنی عدم پذیرش تکانه‌های منفی یا زیان‌آور؛ که اگر آنها را بپذیرید، غرق در اضطراب خواهید شد. در RECBT، مسئله تکانه‌های جنسی یا پرخاشگرانه نیست، آگاهی از تجارب یا رویدادهایی است که دیدگاه مطلوب شما را نسبت به خودتان و جهان به چالش خواهد کشید. مصون بودن از واقعیت ممکن است به شما احساس بهتری بدهد، اما RECBT بیان می‌کند که قطعا با پذیرش واقعیت حال‌تان بهتر خواهد بود. ممکن است برای انجام این کار به کمک احتیاج داشته باشید، و زیگلر معتقد است که بهترین راه‌حل سازگار کردن تدریجی آگاهی شخص با واقعیت است. مواجه کردن شخص با اخباری که قبلا آن را به عنوان اخبار تهدیدآمیز دسته‌بندی کرده است به این وضعیت کمکی نخواهد کرد. تدریجی و محتاطانه به سمت واقعیت رفتن بسیار پرثمرتر است.

۷. بازگشت (واپس روی) (Regression)

دیدگاه فرویدی درباره‌ی بازگشت این است که وقتی دچار استرس هستید، به یک مرحله‌ی روانشناختی قبل بر می‌شد که در آن احساس شادتر و امن‌تری داشته‌اید(به مکیدن انگشت شست توسط یک کودک دوره‌ی پیش دبستانی فکر کنید). برعکس، طبق RECBT، شما وقتی شروع می‌کنید به رفتار کردن مثل یک کودک، که سطح احساس ناامیدی آن قدر در شما زیاد می‌شود که عملا احساس کودک بودن می‌کنید: “من از پس این بر نمی‌آیم! ” راه نجات از این مکانیسم دفاعی این است که بفهمید وقتی کودکانه رفتار می‌کنید، فقط خودتان را محدودتر می‌کنید. با اذعان به این که اوضاع می‌تواند ناامیدکننده هم باشد، و سپس با اجازه‌ی احساس ناامیدی به خود دادن، باعث می‌شوید آن احساسات منفی را بدون آن که مجبور باشید دست به دامن سریع‌ترین راه‌حل رفع نگرانی بشوید، مدیریت کنید.

۸ توجیه عقلی (Intellectualization)

در توجیه عقلی، مثل دلیل تراشی، برای توضیح نتایج منفی یک رویداد یا برخورد دلیل می‌آورید. این وضعیت را در نظر بگیرید: ظرف کره‌ی مورد علاقه‌تان را می‌شکنید. با وجود این، به جای این که حتی اجازه بدهید موقتا احساس آزردگی کنید، کاملا از آن رویداد فاصله می‌گیرید و کره را داخل ظرف دیگری می‌گذارید. RECBT پیشنهاد می‌دهد که خشمگین شدن، در صورت مقتضی، پاسخی مناسب به این وضعیت است.

۹. والایش (Sublimation)

در دیدگاه فرویدی، والایش شاید مناسب‌ترین مکانیسم دفاعی باشد. شما تکانه‌های غیرقابل قبول را برمی‌گیرید- مثال مرسوم آن داشتن تمایلات جنسی معطوف بر هدفی نادرست است – و آنها را به رفتارهایی تبدیل می‌کنید که مشکل زا نیستند، و حتی ممکن است خوبی‌هایی هم داشته باشند. RECBT والایش را مکانیسم دفاعی زیان‌آوری به حساب نمی‌آورد چون به ما اجازه می‌دهد به طور مثمرثمری به جامعه کمک کنیم. ما شعر می‌نویسیم، موسیقی می‌نوازیم، و شاهکارهای حرفه خود را پی می‌گیریم چون از انرژی جنسی‌مان استفاده‌ای فایده‌مند می‌کنیم. به نظر من، RECBT فرصت حفظ تمرکز شناختی‌اش را با در نظر گرفتن والایش به طریقی مشابه نظریه‌ی فرویدی مرسوم(بدون رابطه‌ی جنسی، کار مفیدی در زندگی‌مان نکرده‌ایم) از دست داد.

زیگلر معتقد است این مکانیسم دفاعی توصیف کننده‌ی الیس، قهرمان RECBT، است که درباره‌ی چگونگی تبدیل تمایل و علاقه‌ی وافر جنسی‌اش به زنی که نهایتا با او ازدواج کرد به نتایج خلاقانه، مطالبی نوشته است. من فکر می‌کنم همانگونه که زیگلر معتقد است، بیان خلاق می‌تواند به سادگی از تمایل به خلق کردن به وجود بیاید، نه تولید کردن. از این نقطه نظر، این احساس که نمی‌توانید تمایل جنسی‌تان را ابراز کنید می‌تواند به اندازه‌ی هر یک از مکانیسم‌های دفاعی دیگر محدود‌کننده باشد و شما را در تنگنا قرار دهد.

به طور خلاصه، RECBT نشان میدهد که مکانیسمهای دفاعی ما نباید بارهای روانشناختی باشند که در کل زندگیمان مجبور باشیم آنها را تحمل کنیم. مهر باطل زدن بر باورهای غیرمنطقی میتواند به شما کمک کند بواسطهی ابراز خود، و پذیرش خود آنگونه که هستید- حتی اگر کامل نباشید- به رضایتمندی برسید.

گزارش تخلف

تمامی مطالب از سایت های مجاز فارسی و ایرانی تهیه و جمع آوری شده است، در صورت وجود هرگونه مشکل از طریق صفحه گزارش تخلف اطلاع دهید.

تبلیغات

جدیدترین اخبار