تبلیغات

درخواست حضرت موسی از خدا (حکایت)

درخواست حضرت موسی از خدا حکایتی زیبا و آموزنده است که خدا با آن درسی به حضرت موسی داد.

درخواست حضرت موسی از خدا

روزی موسی به درگاه خداوند آمد و دست به دعا شد و گفت: خدایا امروز من را به بعضی از اسرار و رازهای نهفته در عذاب دنیوی این دنیا آگاه کن.
خداوند خطاب به او فرمود: به کنار چشمه برو، خود را در میان گیاهان مخفی کن و نگاه کن چه حوادثی در آنجا رخ می دهد!

موسی این کار را کرد و به نظاره ی چشمه پرداخت.در همان لحظه سواری به کنار آب آمد، لباس خود را در آورد و آب تنی کرد و سپس لباس بر تن کرد و رفت.اما کیسه ی پول های خود را جا گذاشت.

کودکی کنار چشمه آمد و کیسه ی پول را برداشت و رفت.موسی شاهد بود که در همان لحظه کوری به کنار چشمه آمد و آنجا نشست. در همین لحظه سوار به دنبال کیسه ی خود بازگشت و چون کیسه را نیافت، از کور پرسید: آیا تو کیسه ی پول مرا ندیدی؟

کور که از هیچ چیز اطلاع نداشت، اظهار بی خبری کرد.

سوار باچند ضربه کور را از پا در آورد و او را کشت و گریخت.

موسی بعد از این واقعه عرض کرد: خدایا! این چه حادثه ای بود که به من نشان دادی؟حکمت هرچی بود این گونه بود که فرد بی گناه کشته شد!!

خداوند فرمود:ای موسی! پدر این کودک مدت ها نزد مرد اسب سوار، کار کرده بود و دقیقا آنچه در کیسه بود،حق او بود که مرد اسب سوار از پرداخت آن خودداری کرده بود.اینک کودک وارث پدر است که از این راه به حق خود رسید. اما آن کور که تو دیدی در جوانی پدر آن سوار کار را به قتل رسانده بود و اکنون با حکمت و عدالت به سزای عمل خود رسید.

هیچ گاه حکمت های الهی را فراموش نکنیم!

همچنین ببینید: سوال حضرت موسی از خداوند و پاسخ جالب خدا

درخواست حضرت موسی از خدا (حکایت)

همچنین ببینید: عزرائیل چگونه جان حضرت موسی را گرفت؟

گزارش تخلف

تمامی مطالب از سایت های مجاز فارسی و ایرانی تهیه و جمع آوری شده است، در صورت وجود هرگونه مشکل از طریق صفحه گزارش تخلف اطلاع دهید.

تبلیغات

جدیدترین اخبار

داغ ترین اخبار