تبلیغات

حکایت کل‌کل موتور گازی و بنز

حکایت کل‌کل موتور گازی و بنز

طرف نشسته بوده پشت ماشین بنز آخرین مدل و داشته با صد و هشتاد تا سرعت تو اتوبان میرفته، یهو میبینه یک موتور گازی ازش جلو زد!

بهش بر میخوره و خیلی شاکی میشه، میزنه دنده ۵ و پا رو میگذاره رو گاز، با سرعت دویست از بغل موتوره رد میشه.

وقتی میبینه که فاصلش یه کم زیاد شده دوباره واسه خودش خوش و خرم تو جاده ادامه میده یهو میبینه موتور گازیه غیییییژ دوباره ازش جلو زد!

دیگه کلاً قاطی میکنه دوباره میزنه دنده پنج و پا رو تا ته میگذاره رو گاز، با دویست و چهل تا از موتوره جلو میزنه.

همینجور داشته با آخرین سرعت میرفته، باز یهو میبینه، موتور گازیه مثل تیر از بغلش رد شد!

دیگه طرف خسته میشه و کم میاره، راهنما میزنه کنار به موتوریه هم علامت میده بزنه کنار.

خلاصه دوتایی وامیستن کنار اتوبان، یارو پیاده میشه، میره جلو موتوریه، میگه: آقا تو خدایی! من مخلصتم، فقط بگو چطور با این موتور گازی کل مارو خوابوندی؟!

موتوریه با رنگ پریده، نفس زنان میگه: والله … داداش… خدا پدرت رو بیامرزه واستادی… آخه … کش شلوارم گیر کرده به آینه بغل ماشینت …

⚜️نتیجه اخلاقی : اگه می بینید بعضی ها در کمال بی استعدادی پیشرفت های قابل ملاحظه ایی دارند ببینید کش شلوارشان به کجای یک مدیر گیر کرده!

حکایت کل‌کل موتور گازی و بنز

گزارش تخلف

تمامی مطالب از سایت های مجاز فارسی و ایرانی تهیه و جمع آوری شده است، در صورت وجود هرگونه مشکل از طریق صفحه گزارش تخلف اطلاع دهید.

تبلیغات

جدیدترین اخبار